تبليغاتX
Mechanical Engineering

خدایا دلم پراز آرزو های بزرگ است و دستم خالی

یا به کرمت دستم را پرکن

یا دلم را از آرزو ها خالی کن


میدانم کرامتت زیاد است


پس مرا همان ده که آن به

+ نوشته شده توسط سعید میرشاهی در Tue 11 Jan 2011 و ساعت 9:12 PM |
 

خدايا!

من گمشده ي درياي متلاطم روزگارم و تو بزرگواري.

 

 اي خدا

هيچ مي داني که بزرگوار آن است که گمشده اي را به مقصد برساند؟

تا ابد محتاج ياري تو - رحمت تو - توجه تو - عشق تو - گذشت تو - عفو تو

مهرباني تو - و در يک کلام ... محتاج تو ام!

خدايا مرا متبرک گردان تا عشق ورزيدن و خنديدن را بياموزم

تا در همه ي موقعيت ها وشرايط زندگي بخندم و بدانم

در هر آنچه روي مي دهد نيکي نهفته است.

 

+ نوشته شده توسط سعید میرشاهی در Thu 22 Jan 2009 و ساعت 10:40 PM |
مدعی خواست که از بیخ کند ریشه ما

غافل ازینکه خدا هست در اندیشه ما

+ نوشته شده توسط سعید میرشاهی در Tue 3 Apr 2012 و ساعت 10:36 AM |
delam mikhad matlab bezaram

mikham active basham,ama dige na energy daramo na vaghti ke biam blog

delamam nemikham Deactive beshe blogam

hadeaghal ye khatere mitone bashe ,,,,

+ نوشته شده توسط سعید میرشاهی در Sun 21 Aug 2011 و ساعت 3:43 PM |
 

تمام برنامه های الجبرا

+ نوشته شده توسط سعید میرشاهی در Wed 22 Jun 2011 و ساعت 9:33 AM |
 

برنامه ریزی و کار با ماشین حساب مهندسی

Casio Calculator

+ نوشته شده توسط سعید میرشاهی در Wed 22 Jun 2011 و ساعت 9:29 AM |


شايد باور نکنيد اما شما هميشه يک پزشک همراه خود داريد که آماده پاسخ به نيازهاي پزشکي‌تان است.
اين پزشک، روان ماست.

1. آلرژي داريد؟ بخنديد!

وقتي دچار آلرژي مي‌شويد، سعي کنيد خود را در موقعيت‌ خنديدن قرار دهيد. شرکت‌کنندگان در تحقيقي که از سوي محققان ژاپني انجام شده بود.
زماني‌که به تماشاي يک فيلم خنده‌دار نشسته بودند کمتر دچار حساسيت‌مي‌شدند اما همين افراد زماني‌که به تماشاي يک فيلم جدي نشستند، پياپي عسطه مي‌کردند. خنده موجب عملکرد سريع سيستم عصبي پاراسمپاتيک شما مي‌شود و سبب مي‌شود فرد کمتر دچار حساسيت شود.

2. بدنتان زخم است؟ خوش‌اخلاق باشيد!

خوش‌رفتاري موجب مي‌شود که زخم‌هاي بدنتان زودتر بهبود يابد. دکتر جانيت کيکلت، استاد روانپزشکي دانشگاه اوهايو معتقد است که رفتار خصمانه و خشونت‌آميز، روند بهبود زخم‌ها و کبودشدگي‌ها را افزايش مي‌دهد. اما خوش‌رفتاري و مثبت انديشي موجب مي‌شود که ميزان واسطه شيميايي سايتوکين در بدن افزايش يابد. سايتوکين موجب مي‌شود که سلول‌هايي که براي ترميم زخم يا هر نقطه آسيب‌ديده بدن نياز هستند، در نواحي اطراف زخم، زود‌تر تکثير شوند. بنابراين سعي کنيد شاداب و سرحال باشيد. دوستانتان را با يک دعوت براي شام يا ناهار غافلگير کنيد. به ديدن اقوام و خويشان‌تان برويد و سعي کنيد به مردم کمک کنيد. خواهيد ديد که در مدت کوتاهي خوب مي‌شويد.

3. بيماريد؟ خوش‌بين باشيد!

کنار گذاشتن بدبيني گاهي بيماري‌ شما را تا حد بسياري بهبود مي‌بخشد. نتايج تحقيقات نشان داده است افرادي که در تست‌هاي خوش‌بيني نمره خوبي گرفته‌اند 55 درصد کمتر از افرادي که هميشه احساس شکست و نااميدي مي‌کنند در معرض خطر مرگ به خاطر بيماري‌هاي قلبي و عروقي قرار دارند. بنابراين سعي کنيد در هر هفته فهرستي از افرادي که سپاس‌گزارشان هستيد مانند دوستان، اقوام و... تهيه کنيد. همچنين سعي کنيد از ناراحتي و نااميدي در خصوص نداشتن چيزهايي که هنوز به آنها دست‌ نيافته‌ايد، خودداري کنيد. تمرکز بر حس سپاس‌گزاري موجب مي‌شود که نگاه مثبتي به زندگي داشته باشيد.


4. دنبال تناسب‌انداميد؟ تصويرسازي کنيد!

در ذهن خود تصويري از ورزش‌ها و نرمش‌ها را تداعي کنيد تا روند بهبودتان سريع‌تر شود. دانشمندان دانشگاه کليولند آمريکا معتقدند که تنها ساختن تصويري ذهني از بلند کردن وزنه و يا وزنه‌برداري موجب مي‌‌شود که ماهيچه‌هاي قوي‌تر داشته باشيد و روند بهبودتان سريع‌تر شود. در تحقيقات دانشمندان دانشگاه کليولند مشخص شد مرداني که تنها در ذهن خود تصويري از ورزش و وزنه‌زدن براي عضله دوسربازو ساخته‌اند حجم ماهيچه‌اي آنها بدون اينکه حتي يک کيلوگرم وزنه زده باشند به اندازه 13 درصد افزايش يافته است. بنابراين هر روز براي 15 دقيقه در ذهن خود تصور کنيد که ماهيچه آسيب‌ديده‌تان را نرمش مي‌دهيد. تمام جزييات ورزش را در ذهن خود تصوير کنيد. هر فشاري را که به ماهيچه‌تان وارد مي‌شود، در ذهن تصوير کنيد. انبساط و انقباض ماهيچه‌تان را هم همين‌طور. اين‌کار را انجام دهيد و تاثير آن را ببينيد.

5. کارتان حساس است؟ موسيقي گوش کنيد!

وقتي در جاده در حال رانندگي هستيد و چشمان‌تان از فرط خستگي قرمز مي‌شود، راديوي اتومبيل‌تان را روشن مي‌کنيد. محققان ژاپني معتقدند موسيقي گوش کردن زماني‌که در حال انجام کارهاي روزانه‌تان هستيد، موجب مي‌شود کمتر احساس خستگي کنيد و کارتان را دقيق‌تر و با حوصله بيشتري انجام دهيد.
موسيقي موجب مي‌‌شود بدنتان به درخواست‌هاي استراحتي که از مغز صادر مي‌شود، پاسخ دهد. همچنين موسيقي برخي احساسات بي‌حاصل و خستگي آفرين را در نطفه خفه مي‌کند و موجب مي‌شود بر سختي کارتان غلبه کنيد. بنابراين هنگامي‌که فرداي يک شب شلوغ و پر از مهمان در آشپزخانه مشغول شستشوي ظرف‌ها هستيد ضبط‌ صوت خانه خود را روشن کنيد و با فراغ بال به کارتان ادامه دهيد. 


+ نوشته شده توسط سعید میرشاهی در Fri 20 May 2011 و ساعت 8:18 PM |

  

طبق آمار از آکادمی روانشناسی امریکا درمورد ازدواج و طلاق، زنان بیشتر از مردان شروع‌کننده طلاق و جدایی هستند درواقع، در اکثر موارد طلاق‌هایی که زنان آغازکننده آن بوده‌اند، مردان گیج و سردرگم متعجبند که اشکال کار کجا بوده است. این به آن خاطر نیست که زنان کمتر از مردان در زندگی زناشویی خود احساس خوشبختی می‌کنند اما دلیل آن این است که زنان سالهای زیادی را در بدبختی به زندگی خود ادامه می‌دهند تا جایی که دیگر طاقت نیاورده و اعتراض می‌کنند. مشاوران ازدواج هشدار می‌دهند که وجود ارتباط در ازدواج برای بادوام و ماندگار شدن آن حیاتی است. آماری مثل این نشان می‌دهد که در عدم تمایل به ادامه زندگی زناشویی، زنان زیادی جسارت لازم را دارند و نظراتشان را به همسر خود اعلام می‌کنند.

 

بااینحال نشانه‌هایی وجود دارد که بفهمید زندگی زناشوییتان به پایان خود نزدیک است. برای اینکه بفهمید چه زمان در زندگیتان مشکل به‌وجود می‌آید نیاز نیست که فکر بقیه را بخوانید. تشخیص واضح‌ترین و ابتدایی‌ترین نشانه‌هایی که زندگی‌زناشوییتان به مشکل خورده است، می‌تواند کمکتان کند بموقع زندگیتان را نجات دهید. در زیر به 10 نشانه اشاره می‌کنیم.

 

 

 

1. نداشتن علایق مشترک.

بااینکه برای زوج‌ها طبیعی است بخواهند به دنبال علایق شخصی خودشان باشند اما زمانی می‌رسد که این فاصله بسیار زیاد و مشخص می‌شود. زوج‌ها از انجام کارها به همراه هم دست می‌کشند و زمان بیشتری را جدا از هم می‌گذرانند. روانشناسان این را نشانه مشخص طلاق می‌دانند چراکه افراد به دنبال لذت‌های خارجی می‌روند چون نمی توانند آن کیفیات را در ازدواجشان پیدا کنند.

 

2. رفتارهای انتقادی.

رابطه طوری آغاز می‌شود که دو طرف شدیداً به هم علاقه نشان می‌دهند و اشکالات همدیگر را به‌راحتی می‌پذیرند. با گذشت زمان، کیفیت ازدواج کاهش می‌یابد و زوج‌ها به دنبال اشکالات همدیگر می‌گردند و آنها را به هم متذکر می‌شوند. این مکانیزم رفتار به آنها این امکان را می‌دهد احساس عدم ارتباطشان را توجیه کنند و دیگر نخواهند با هم باشند. اگر حس می‌کنید نمی توانید هیچ کار درستی پیش چشم همسرتان انجام دهید، احتمالاً زمان جدایی نزدیک است

 

3. رازها و دروغ‌ها.

زمانی را به یاد بیاورید که عادت داشتید همه چیز را با هم درمیان بگذارید. همسرانی که دیگر به هم نزدیک نیستند، اطلاعات را از هم پنهان می‌کنند و حرفهایشان را با همسرشان نمی‌زنند.

 

4. اجتناب.

بعضی‌ها می‌گویند از روبه‌رو شدن و بحث دوری می‌کنند. اما در همه ازدواج‌هایی که به پایان خود نزدیک است زمانی می‌رسد که دیگر بحث کردن ارزش ندارد. این زمانی است که زوج از حرف زدن با هم طفره می‌روند و خودشان را با کارها و آدم‌های دیگر مشغول می‌کنند تا مجبور نشوند با همسرشان حرف بزنند: چیزهایی مثل تلویزیون و بیشتر وقت‌ها بچه‌ها.

 

5. نرسیدن به تفاهم.

حدود 75 درصد از همه زوج‌ها حداقل در یک مورد مهم هیچ‌وقت به تفاهم نمی‌رسند. مداوم سر آن موضوع با هم جنگ و جدل می‌کنند. اگر سر یک موضوع دیگر با هم به اختلاف بخورند، این موضوع را هم وسط می‌کشند.

 

6. نبود رابطه‌جنسی و صمیمیت.

برای زوج‌ها عادی است که با گذشت زمان به رکود صمیمیت برسند. اما اگر ماه‌ها و حتی سالها از زمانی که شما دو نفر با هم صمیمی بودید می‌گذرد، می‌توانید این را نشانه وجود مشکل در رابطه‌تان قلمداد کنید. حتی در ازدواج‌های ناپایدار هم صمیمیت جنسی نشاندهنده این است که هنوز میلی به بقای ازدواج وجود دارد. وقتی زوج‌ها دیگر با هم صمیمی نباشند و مشکلی هم با این وضعیت نداشته باشند، می‌تواند نشانه نزدیک شدن ازدواجشان به نقطه پایان خود باشد.

 

 



 

 

7. مشکلات مالی.

متخصصین گزارش می‌کنند که بیش از نیمی از زوج‌ها بر سر مسائل مالی با هم بحث و جدل می‌کنند. شاید پول یک مسئله اصلی نباشد اما می‌تواند موجب بروز مسائلی که با فردیت، کنترل و خودمختاری و استقلال در ارتباط است، شود.

 

8. مراقبت نکردن از خود.

وقتی به‌نظر می‌رسد همسرتان به خودش نمی‌رسد، شدیداً نشانه این است که ازدواجتان مراحل انتهایی خود را می‌گذراند. بهداشت شخصی و رسیدگی به خود بخش مهمی از رابطه است و اگر انجام نگیرد، راهی برای دور کردن کردن طرف مقابل است.

 

9. فقدان احترام.

احترام گذاشتن به یکدیگر در زندگی زناشویی برای ماندگار و بادوام شدن آن امری لازم و ضروری است. وقتی شما یا همسرتان به همدیگر احترام نگذارید، چه با حرف نزدن با همدیگر باشد چه انجام کارهایی که می‌دانید همسرتان اصلاً دوست ندارد، بدانید که فقط زمینه را برای طلاق مهیا می‌کنید. در این مورد، زوج‌ها همیشه در انتهای ازدواج احساس گناه می‌کنند و بچگانه امیدوارند که کارهایشان اینقدر طرفشان را ناراحت بکند که خودش دنبال طلاق برود.

 

10. خیانت.

خیانت همیشه هم به طلاق منجر نمی‌شود. اما بیشتر ازدواج‌ها بعد از بی‌وفایی چندان دوامی پیدا نمی‌کنند. و اگر هم ماندگار شوند، تاثیرات آن کیفیت رابطه و خوشبختی زوج را پایین می‌آورد. خیلی از زوج‌هایی که به دنبال طلاق هستند از این راهکار استفاده می‌کنند.

 

 

تغییر رفتار نسبت به همدیگر می‌تواند بسیار زیرکانه باشد. در گذشته خیلی از مردان و زنان تمایلی به ابراز احساسات و بیان حرف‌های خود به همدیگر نداشتند و به دنبال مشاوره هم نمی‌رفتند چون دوست داشتند زندگی زناشوییشان واقعاً کامل و بی‌عیب به نظر برسد. با گذشت سالها این "دروغ" دیگر جایی ندارد. بااینحال فشارهای اجتماعی ازدواج و ترس از اینکه طلاق به معنی شکست‌خوردگی فرد باشد، باعث می‌شود زوج‌ها کارهایی که برای نشان‌دادن طلاق انجام می‌دهند را مخفی کنند تا کمی گناهشان را کمتر کنند. اما اگر از نشانه‌هایی که در مقاله ذکر کردیم را در زندگیتان مشاهده کردید، بدانید که روزهای پایانی زندگی زناشوییتان را می‌گذرانید و اگر می‌خواهید زندگیتان را نجات دهید، باید فوراً برای تقویت رابطه‌تان اقدام کنید.

 

+ نوشته شده توسط سعید میرشاهی در Fri 20 May 2011 و ساعت 8:4 PM |


به آرامی آغاز به مردن مي‌كنی
اگر سفر نكنی،
اگر كتابی نخوانی،
اگر به اصوات زندگی گوش ندهی،
اگر از خودت قدردانی نكنی.

به آرامی آغاز به مردن مي‌كنی
زماني كه خودباوري را در خودت بكشی،
وقتي نگذاري ديگران به تو كمك كنند.

به آرامي آغاز به مردن مي‌كنی
اگر برده‏ ی عادات خود شوی،
اگر هميشه از يك راه تكراری بروی...
اگر روزمرّگی را تغيير ندهی
اگر رنگ‏های متفاوت به تن نكنی،
يا اگر با افراد ناشناس صحبت نكنی.

تو به آرامی آغاز به مردن مي‏كنی
اگر از شور و حرارت،
از احساسات سركش،
و از چيزهايی كه چشمانت را به درخشش وامی‌دارند،
و ضربان قلبت را تندتر مي‌كنند،
دوری كنی. .. .،
تو به آرامی آغاز به مردن مي‌كنی
اگر هنگامی كه با شغلت شاد نيستی، آن را عوض نكنی،
اگر برای مطمئن در نامطمئن خطر نكنی،
اگر ورای روياها نروی،
اگر به خودت اجازه ندهی
كه حداقل يك بار در تمام زندگي‏ات
ورای مصلحت‌انديشی بروی. . .-
امروز زندگی را آغاز كن!
امروز مخاطره كن!

امروز كاری كن!
نگذار كه به آرامی بميری!
شادی را فراموش نكن!


+ نوشته شده توسط سعید میرشاهی در Thu 14 Apr 2011 و ساعت 10:16 AM |


هر چند تکنیک های مدی تیشن به شما توصیه میکند که اعمال خاصی را انجام دهید اما تمام این راهها برای آن است که شما را به بی عملی برساند، چرا که حتی در سکوت نشستن نیز نوعی انجام کار است و حتی تلاش برای انجام ندادن هیچ کاری نیز خود نوعی فعالیت است. لازم است از مرحله سعی کردن فراتر بروید لحظه ای باید فرا برسد که دیگر شما هیچ کاری درباره مدی تیشن انجام نمیدهید و تنها کاملن هوشیار هستید. هر کوششی در انسان نوعی تنش است و این مانع آرامش میشود بنابر این به تدریج تلاش کردن را رها کنید.
تکنیک های مدی تیشن آنقدر ساده هستند که شاید به نظر مسخره بیایند و ذهن تان به شما بگوید: این شیوه های مسخره هیچ کمکی به تو نخواهد کرد.
ذهن و نفس همیشه چیزهای پیچیده و چالش برانگیز را دوست دارند و وقتی براین پیچیدگی فایق میشوند احساس غرور میکنند برای همین ذهن این تکنیک ها را نمی پذیرد و نفس شما از مدی تیشن خوشش نمی آید.
تکنیک های مدی تیشن بر دانشی عمیق استوارند بنابراین هرگز از تکنیک های من درآوردی استفاده نکنید و هرگز دو تکنیک مختلف را با هم مخلوط نکنید چرا که هر یک در جهت خاصی عمل میکنند، هر چند هدف همه ی این تکنیک ها یکی است.
تکنیک های مدی تیشن را امتحان کرده و آنهایی را که متناسب با خودتان یافته اید، مورد استفاده قرار دهید. خیلی جدی با تکنیک ها برخورد نکنید و خیلی ساده با آنها بازی کنید. یکی از شیوه های مدی تیشن را در نظر بگیرید و حداقل برای سه روز با آن بازی کنید در صورتی احساس آرامش کردید جدی تر آن را به کار برید و حداقل سه ماه آن را انجام دهید. اگر تکنیک مناسبی را دنبال نکنید حتی اگر تا ابد هم مدی تیشن انجام دهید اتفاقی نمیافتد ولی اگر تکنیک شما مناسب باشد حتی سه دقیقه هم برای رسیدن به نتیجه مورد نظر کافی ست.
همه ی استادان مدی تیشن معتقدند بالاخره روزی باید هر تکنیکی را کنار گذاشت. ماهیت ذهن چسبناک است و همیشه علاقه دارد چیز ی را نگاه دارد، شما نباید به هیچ تکنیکی وابسته شوید. وقتی شما به چیزی وابسته نیستید، دیگر لزومی ندارد به جایی بروید، وقتی همه ی راه ها را رها کردید و تمام آرزوها ناپدید شدند دیگر جایی برای رفتن وجود ندارد و شما به آرامش حقیقی رسیده اید.
در ابتدای مدی تیشن لحظات آرامش بسیار کوتاه هستند ولی به تدریج طولانی شده و سپس آرام آرام برای همیشه در شما جایگزین میشوند. قبل از رسیدن به این حالت تکنیک ها را ترک نکنید.
تجسم یک واقعیت است، یک ظرفیت و توانای است که در شما وجود دارد و آن عبارت است از وارد شدن عمیق به موضوعی به شکلی که آن موضوع به واقعیت تبدیل شود. ذهن از طریق تجسم حرکت کرده و بدن نیز از آن تبیعت میکند. تجسم در مدی تیشن به شما بسیار کمک میکند.

فضای مناسب برای مدی تیشن :

موقع مدی تیشن تلفن را قطع کنید و سعی کنید در زمان و مکانی این کار را انجام دهید که مزاحمتی برایتان ایجاد نشود. شما از ۲۴ ساعت شبانه روز ۲۳ ساعت را وقت کارها، آرزوها و افکار خود میکنید و تنها یک ساعت را برای پرداختن به خود اختصاص دهید. در نهایت متوجه خواهید شد که همین یک ساعت ، زمان واقعی زندگی شما بوده است.
هر چند وقتی شخصی در مدی تیشن پیشرفت کند دیگر زمان و مکان برای او اهمیتی ندارد اما در ابتدا سعی کنید با رفتن به طبیعت و در کوهستان یا کنار رودخانه یعنی جاییکه سرشار از زندگی است به مدی تیشن بپردازید. درختان در مدی تیشن دایمی قرار دارند منتهی از این نکته آگاهی ندارند. مکان های  بکر و دست نخورده بسیار مناسبند اما اگر امکان دسترسی به این جاها را ندارید در اتاق یا گوشه ای از خانه ی خود باقی بمانید. تنها لازم است حتی المکان مکان ثابتی را انتخاب کنید. چون هر عملی در انسان نوعی خاص از امواج را تولید میکند. وقتی در یک محل به طور ثابت مدی تیشن کنید آن عمل امواج شما را جذب کرده و روزهای بعد امواج جذب شده در شما منعکس خواهند شد و بدین ترتیب در عمیق تر شدن مد ی تیشن  به شما کمک میکند.

چه موقع مدی تیشن باعث جنون میشود :

موقع مدی تیشن بدن خود را فراموش کنید و این تنها راهی است که باعث آسایش و آرامش شما میشود. وقتی دائمن بدن خود را به یاد می آورید راحتی از شما دور خواهد شد. شادی و سرور وقتی حاصل میشود که شما در لایه ی بدن به آرامش رسیده باشید با فکر نکردن و توجه نکردن به بدن. هر کس باید از جایی شروع کند که برایش ساده تر است. ممکن است شما در حالت نشسته احساس ناراحتی کنید پس هر چه تلاش کنید که فقط بنشینید احساس ناراحتی  درونی بیشتری خواهید کرد و نتیجه ی  این کار جز خستگی و افسردگی برایتان چیزی نخواهد داشت. تلاش بیش از اندازه برای  -فقط نشستن –  ممکن است باعث جنون شود.
هر حالتی که باعث شود  انسان بیش از اندازه از جنون درونی خویش آگاهی یابد خطرناک است. زیرا ممکن است شما آمادگی رویارویی با این دیوانگی درونی را نداشته باشید و لازم است که به تدریج با آن روبرو شوید. در عوض تکنیکی که در آن به فعالیت و حرکت بپردازید در واقع یک نوع رها سازی است و باعث میشود که سکوت و آرامش درونی در وجودتان شروع به رشد کند. بخش سرکوب شده ی  وجود خود را با تکنیک حرکت و فعالیت رها کنید.
لازم است هر یک از شما تمامی عقده های سرکوب شده و انباشته شده درون خود را بدون هیچ انتخابی دور بریزید. اگر از دست کسی عصبانی هستید بدون وجود دلیل خاص گریه کنید و بدون این که واقعن موضوعی برای خندیدن وجود داشته باشد از ته دل بخندید در این صورت هر چه در درون شما انباشته و حتی ا ز گذشته های دور در شما سرکوب شده را رها کرده و سبک و راحت میشوید.
دیوانگی درون، همین خشم ها، همین گریه ها و خنده های سرکوب شده است که با مدی تیشن به آنها اجازه میدهیم که رها شوند و این کار باعث پاکی و خلوص درون ما میشود. در این حالت احساس تازگی و پاکی به شما دست خواهد داد. این خانه تکانی اولین کاری است که می بایست انجام دهید.

اشو

برگردان از سوآمی راگو

+ نوشته شده توسط سعید میرشاهی در Wed 13 Apr 2011 و ساعت 11:15 AM |


نظر دانشمندان و محققین بر این است که کسانی که می توانند به دو زبان سخن بگویند از قدرت ذهنی بالاتری برخوردارند و کمتر در معرض بیماری های حاد فراموشی چون آلزایمر قرار می گیرند.

دانشمندان معتقدند که کسانی که به دو زبان تسلط دارند قابلیت انجام کارهای همزمان را نیز دارا می باشند و از ابتلا به بیماری هایی چون آلزایمر بیشتر در امان هستند.

تحقیقات جدید به این نتیجه رسیده است افراد دو زبانه از کارکرد ذهنی بهتری برخوردارند و در انجام چندین کار همزمان به نسبت کسانی که تنها یک زبان بلد هستند موفق تر می باشند.

محققین درباره علت بالاتر رفتن توانایی این افراد می گویند کسانی به دو زبان تسلط دارند ، استفاده همزمان آن ها به مانند ورزش ذهن است و دائما ذهن این افراد را فعال نگه می دارد که در اصطلاح علمی به این موضوع تحت عنوان " ورزش ذهن" اشاره می شود.

این شرایط برای کسانی که از کودکی به دو زبان مسلط می شوند بیشتر قوت می گیرد. اما محققین اذعان می کنند که انسان از فواید به کارگیری دو زبان حتی در سنین 40 تا 50 سالگی نیز می تواند بهره ببرد.

زبانشناسی سنتی معتقد است که کودکانی که در خانه هایی که دو زبان در آن به کار رفته می شود، دچار مشکل می شوند اما تحقیقات جدید نشان می دهد که این امر موجب توانایی وتمرین بیشتر ذهن آنان است.

هر چند در این زمینه بین زبانشناسان نوین و روانشناسان اختلافاتی در زمینه پذیرش دو زبان و ایجاد سردرگمی به ویژه در کودکان وجود دارد اما در مجموع می تواند نتیجه گرفت این شرایط هر چند سخت به نفع انسان تمام شود.

این باور وجود دارد که کسی که دوزبان را همزمان می آموزد گاهی دراستفاه همزمان آن دچار مشکل می شود.

در تحقیقات اخیری که در دانشگاه یورک تورنتو بر روی 211 کانادایی که از بیماری آلزایمر رنج می بردند صورت گرفته است نشان داده شده است که نزدیک به نیمی از آن ها به دو زبان تسلط داشته اند و بیش از نیم دیگر آنان تنها یک زبان را به صورت روان می توانستند استفاده کنند. اما در این میان کسانی که به دو زبان تسلط داشته اند در حدود 4 سال بعد بیماری آنان به شرایط حاد رسیده است و این میزان به صورت میانگین 5 سال دیرتر از افرادی که تنها به یک زبان تسلط دارند است.

به طور کل در میان کسانی که دو زبان را مسلط بوده اند شرایط بیماری به شدت افراد یک زبانه نبوده است.

دکتر الن بیالیستوک نیز بعد از انجام این تحقیقات تاکید می کند آثار مثبت این موضوع برا ی افرادی که از زمان کودکی به دو زبان مسلط شده اند بسیار بیشتر است.

اما این امر برای افرادی که سعی در یادگیری زبان دوم در برهه دیگری از سن خود مانند میانسالی دارند به مانند جلوگیری از این شرایط است و باعث فعالیت مثبت ذهن آنان می شود.

در این راستا افراد با فعال نگه داشتن ذهن خود و استفاده از آن می توانند به کارهای مهتری با درصد موفقیت بیشتر دست زنند و با سلامتی ذهنی خود مدت بیشتری از طول عمر خود صرف استفاده بهینه از آن کنند. 

+ نوشته شده توسط سعید میرشاهی در Tue 29 Mar 2011 و ساعت 3:2 PM |


در زمان رضا خان قانون ثبت احوال در جلسه‌ی ۳۰ آذر ۱۲۹۷ هجری شمسی به تصویب رسید و در تاریخ سوم دی ماه همان سال، نخستین شناسنامه برای دختری به نام فاطمه ایرانی صادر شد.


تا پیش از این تاریخ، در خانواده‌های ایرانی هرگاه فرزندی متولد می‌شد نام و تاریخ تولد او را پشت جلد کتاب‌های مقدس از جمله قرآن مجید می‌نوشتند و اگر شخصی درمی‌گذشت، تاریخ وفاتش را بر روی سنگ قبرش نقر می‌کردند.


پس از تصویب قانون ثبت احوال بسیاری از مردم نمی‌دانستند برای خودشان چه نامی انتخاب کنند. کارمندان اداره‌ی ثبت احوال حرفه‌ی مراجعه‌کننده را شاخص قرار می‌دادند و اگر پیش از او شخص دیگری نام آن حرفه را برای خود انتخاب کرده بود، نام حرفه و محل تولد را ملاک گزینش نام خانوادگی قرار می‌دادند.


برای مثال اگر کسی خباز بود و در گیلان به دنیا آمده بود، او را خباز گیلانی می‌نامیدند. مطابق این قانون هر کس مجاز بود تنها یک نام را به خود و خانواده‌اش اختصاص دهد. این دوره را می‌توانیم دوره‌ی هویت‌یابی و سرگشتگی انسان ایرانی در آغاز شکل‌گیری فرهنگ شهرنشینی و تجدد در ایران بنامیم. بی‌جهت نیست که رضا شاه پهلوی در این دوره به اقتضای منصبش سه بار نام خود را تغییر داد.

+ نوشته شده توسط سعید میرشاهی در Sun 27 Mar 2011 و ساعت 12:55 PM |
every thing on ENGINES
+ نوشته شده توسط سعید میرشاهی در Mon 31 Jan 2011 و ساعت 11:6 AM |

 

باید از منفی بافی دست برداریم ؛ زندگی آنقدرها هم که فکر می کنیم پیچیده نیست.
زندگی کوتاه است
قوانین را زیر پا بگذار
بسرعت ببخش
با صداقت عاشق شو و با حرارت ببوس
همیشه بخند
هیچ وقت لبخند را از لب هایت دریغ نکن
مهم نیست زندگی چقدر عجیب است
زندگی همیشه آنطور که ما فکر می کنیم پیش نمی رود
اما تا زمانی که هستیم ، باید بخندیم و سپاسگذار باشیم

+ نوشته شده توسط سعید میرشاهی در Sun 2 Jan 2011 و ساعت 8:12 PM |

روزی من با یک تاکسی به فرودگاه مي رفتم. ما داشتیم در خط عبوری صحیح رانندگی می کردیم که ناگهان یک ماشین درست در جلوی ما از جای پارک بیرون پرید. راننده تاکسی ام محکم ترمز گرفت. ماشین سر خورد، و دقیقاً به فاصله چند سانتیمتر از ماشین دیگر متوقف شد!

راننده ماشین دیگر سرش را ناگهان برگرداند و شروع کرد به ما فریاد زدن. راننده تاکسی ام فقط لبخند زد و برای آن شخص دست تکان داد. و منظورم این است که او واقعاً دوستانه برخورد کرد.
بنابراین پرسیدم: ((چرا شما تنها آن رفتار را کردید؟ آن شخص نزدیک بود ماشین تان را از بین ببرد و ما رابه بیمارستان بفرستد!))

 در آن هنگام بود که راننده تاکسی ام درسی را به من داد که اینک به آن می گویم:
((قانون کامیون حمل زباله.))

او توضیح داد که بسیاری از افراد مانند کامیون های حمل زباله هستند. آنها سرشار از آشغال،  ناکامی،  خشم، و ناامیدی در اطراف می گردند. وقتی آشغال در اعماق وجودشان  تلنبار می شود، آنها به جایی احتیاج دارند تا آن را تخلیه کنند و گاهی اوقات روی شما خالی می کنند.
به خودتان نگیرید. فقط لبخند بزنید، دست تکان بدهید، برایشان آرزوی خیر بکنید، و بروید. آشغال های آنها را نگیرید و پخش کنید به افراد دیگر ی در سرکار، در منزل، یا توی خیابان ها. حرف آخر این است که افراد موفق اجازه نمی دهند که کامیون های آشغال روزشان را بگیرند و خراب کنند. زندگی خیلی کوتاه است که صبح با تأسف ها از خواب برخیزید، از این رو..... ((افرادی را که با شما خوب رفتار می کنند دوست داشته باشید. برای آنهایی که رفتار مناسبی ندارند دعا کنید.))

زندگی ده درصد چیزی است که شما می سازید و نود درصد نحوه برداشت شماست.  

خدا توفیق و برکتتان دهد.

 

+ نوشته شده توسط سعید میرشاهی در Sat 1 Jan 2011 و ساعت 6:23 AM |


Powered By
BLOGFA.COM